اندکی صبر!روزهای خوب خواهندآمد ღبه نام خدایی که ازشدت حضورناپیداستღ
منم خدایی دارم نویسنده : فاطمه 1


♥♥ من خــــدایی دارم ♥♥

که در این نزدیکی است 

نه در آن بالاها

مهربان ، خوب ، قشنگ

چهره اش نورانیست 

گاهگاهی سخنی می گوید 

با دل کوچک من

ساده تر از سخن ساده من

♥♥ او مرا می فهمد ♥♥

♥♥ او مرا می خواند ♥♥

♥♥ او مرا می خواهد …♥♥
خانه های قدیمی نویسنده : فاطمه 1

عکس و تصویر حستون ناب و حالتون خوب :) آمیـــــن ♡



خانه های قدیمی را دوست دارم

چایی همیشه دم است

روی سماور

توی قوری

در خانه همیشه باز است

مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد

غذاها ساده و خانگی است

بویش نیازی به هود ندارد

عطرش تا هفت خانه می رود

کسی نان خشکه ندارد

نان برکت سفره است

مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کند

دلخوری ها مشاوره نمی خواهد

دوستی ها حساب و کتاب ندارد

سلام ها اینقدر معنا ندارد

افسردگی بیماری نایابی است

خانه های قدیمی را دوست دارم ...


بازدید نویسنده : فاطمه 1
51آماربازدیدامروز


واقعییه؟؟!!

یادش بخیروب قبلیم  همیشه کلی نظروبازدیدواقعی داشت!!!

البته اون موقع خودمم فعال تربودم 

اماا بیشترازتعدادنظرات مهم این پستهاخونده بشه 


چه منتظرانی... نویسنده : فاطمه 1

السلام علی المهدی...

حالت چطوراست مهدی جان؟!

دیروزنامه های اعمالمان چه رنگی بود؟!

سفیدیاسیاه؟!...

بازهم کنارنامه هایمان باران شد،،پرازماتم شدی


چه بیخالیم!!

چه بیتفاوتیم!!!

اصلاانگارکه امامی نداریم

خوانده بودم که مسیحیان تجمع میکنندودعامیخوانندبرای ظهور حضرت عیسی...

اما...

ماکه شیعه ایم!!

ماکه میدانیم قطع به یقین تومیآیی اینگونه انتظارمیکشیم


چه انتظاری...

چه منتظرانی...

برای آمدنت هیچ نکرده ایم...

نه نمازی نه دعایی

نه تلاشی نه بکایی

چقدرغریبی مهدی جان!!

چقدرتنهایی پسرفاطمه!!

من...

نام شیعه برایم سنگین است.

اصلامگرشیعه امامش راتنهامیگذارد؟!

مگرمیشودقلب نازنینت رابارهابشکنیم وعین خیالمان نباشد؟!


مانندکبک سرمان رادربرف فروکرده ایم...

کاش کسی فریادبزندمهدی فاطمه تنهاست!!

کاش نفخه ی صوری بودبرای بیداری ما...


کاش کمی تورابخواهیم.

کاش کمی تورا بخوانیم...

سلامتی وتعجیل درفرج مهدی فاطمه ۱۰صلوات

تمنای دعای فرج وترک یک گناه...


اعمال نیکمان رابه نیت حضرت مهدی«عج»انجام دهیم و ثوابشان رابه ساحت مقدسشان هدیه نماییم.

ای رفیق کسی که رفیقی ندارد نویسنده : فاطمه 1
یا رفیق من لا رفیق له ـهر کس رفیق من شده ،

 من را زمین زده اما حسیـــــــن، دست مرا بی صدا گرفت
آرامش زمین نویسنده : فاطمه 1

سلام آقا زمین از شدت گرمای دیدار دلش می سوزد و آتش گرفته 

بیا آقا بینداز سایه ات را بر سر ما که تو آرامش قلب زمینی 

بالم شکسته نویسنده : فاطمه 1

گیرم که بالت را شکسته معصیت..


یک حسین امشب بگو تا کربلا پرواز کن....




بندت دریاب نویسنده : فاطمه 1
عکس و تصویر


یاطبیب من لاطبیب له
خدایــــــافقط تومیتونی...

کمکم کن....
کمکم کن نویسنده : فاطمه 1

الهی!
 به عزت آن نام که تو آنی 
و به حرمت آن صفت که تو چنانی، 
دریاب که می توانی.

رژیم تفکر نویسنده : فاطمه 1

عکس و تصویر ... اگر به آدم بزرگ‌ها بگویید یک خانه‌ی قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو ...


دوستے گفت: من رژیم دارم

گفتم: شما وزن متعادلے دارید نیاز بہ رژیم نیست !؟ 

او گفت: رژیم تغذیہ نیست، رژیم تفکر و رفتار است...

در این رژیم اجتناب مےکنم از

افکار منفے...

آدمہاے منفے...

کسانے کہ لبخند را از من مےگیرند...

آنہایے کہ باعث مےشوند سایہء غم و حسرت بر نگاهم چیره شود...

آنہا کہ باعث مےشوند اعتماد بہ نفسم را

از دست بدهم...

آنہایے کہ چوب لاے چرخ زندگےام

مےگذارند...

او گفت: اگر یڪ ماه این رژیم را رعایت کنم


سہ کیلو از بیمارےهاے تفکر و رفتارم کم مےشود


و سہ کیلو کیفیت زندگےام بالا مےرود...


امتحان کنید بہ نظر من هم


رژیم خوبے است.



پ.ن:واقعاا چقدر به جسممون اهمیت میدیم وازروحمون غافلیم:(

دلخوشی ها نویسنده : فاطمه 1

عکس و تصویر



مادربزرگ من

خدا بیامرز آدم مذهبےاے بود.

هر وقت دلش واسہ امام رضا تنگ مےشد مےگفتم مادربزرگ حالا حتما لازم نیست

 برے مشہد از همینجا یہ سلام بده. 

اما من واسہ تفریح مےرفتم شمال،

اون بہ من نمےگفت حتما لازم نیست برے شمال همینجا تفریح کن.


وقتے سفره مےگرفت، وقتے محرم مےشد بہ هیئت محل برنج و روغن مےداد، 

بہش مےگفتم اینا همہ سیرن پولشو ببر بده بہ چہار تا آدم محتاج...

اما وقتے من با دوستام مہمونے مےگرفتم

اون فقط مےگفت:

مادر مراقب خودت باش.


سالہا گذشت تا من فہمیدم

آدمہا احتیاج دارن سفر برن...

احتیاج دارن از زندگے لذت ببرن و


لذت بردن براے آدمہا متفاوت معنے مےشہ...

یکے از هیئت امام حسین لذت مےبره،

یکے از مہمونے رفتن،


یکے تو سفر مکہ اقناع مےشہ

،
یکے تو سفر تایلند.

اینا همشون براے من آدمہاے محترمے هستن.

سالہا گذشت تا من فہمیدم نباید بہ دلخوشےهاے آدمہا گیر بدم.


چون آدمہا با همین دلخوشےها سختےهاے زندگے رو تحمل مےکنن. 



بہ دلخوشے دیگران احترام بگذاریم!

#شاهین_صمدپور

بلند شو نویسنده : فاطمه 1

عکس و تصویر



زانویِ غم بغل گرفته ای که چه ؟

بلند شو؛ بایست رو به رویِ آینه

و تکرار کن :

دوستم ندارد ؟ خوب نداشته باشد !

دلتنگی هایم را نمی فهمد ؟ خوب نفهمد !

بغض هایم را شانه نیست ؟ خودم که هستم !


همه را می بیند الا من ؟ من که خودم را می بینم !

خودم و آنها که دوستم دارند ...

یکی از همان ها هم 

خدا !

حالا بخند . . بلندتر !

موهایت را شانه کن . .

برایِ خودت شیرینی بیآور

موسیقیِ دلخواهت را بگذار پخش شود 

بنشین کنارِ ایوانی

بی خیالِ سرمایِ روزگار !

و هرکه را دیدی در حالِ گذر

برایش دستی تکان بده !

حالا دیدی تا چه حد خوشبختی ؟ .

دوست داشتن همین لحظه هایی ست

که هیچکس حالت را نمی فهمد


حتی او که

صاحبِ دوست داشتنت است

همین لحظه ایست که می فهمی

گاهی 


خدا چشمک می زند و می گوید


دیدی باز هم

شتابان رفتی و راهِ مرا گم کردی ؟

اما من هنوز هم هستم

تا به همیشه


هستم!



#عادل_دانتیسم

کودک که بودم نویسنده : فاطمه 1

عکس و تصویر


کودک که بودم همیشه بوے چمن مستم مے کرد...

باران ترم مے کرد و گل هاے سپیدِ ریز ریز ، نشسته بر فرشِ چمن به راحتے تاجے مے شد

 بر سرم و ملکه ام مے کرد...


همه چیز به همین سادگے بود...


بے هیچ رنگ و بوے تعلق و تملقے...

بے فکر در دستان خدا لحظه ها را مے چشیدم...

آن زمان که نجواے علف ها اذانم بود...


که نسیم با خود مے آورد...


خوب گوش کنید 


هنوز مے توان شنید

خداوند همین نزدیکیست!


پشتِ چشمه ے ادراک تان خانه دارد...

کافیست دوباره زنده شوید به عشق


بتکانیدش از غبارِ ذهن...


خوب گوش کنید 


خداوند اینجاست 

در من در تو در او...


خوب که گوش دهید دیگر نه من مے ماند نه تو و نه او...



و خداوند اینجا پشتِ سادگےِ کودکِ دل هامان خانه دارد...

خدا رابرایتان آرزو میکنم نویسنده : فاطمه 1




"خدا" تنها کسے است که 

وقتے همه رفتندمےماند

وقتے همه پشت کردند

" آغوش" مےگشاید

وقتے همه تنهایت گذاشتند "محرمت" مےشود

وقتے همه تنبیهت کردند او "مےبخشد"


خدا رابرایتان آرزو میکنم



نامهای قشنگت نویسنده : فاطمه 1





الهی بـوی ناب بهشـت میدهد همـۀ نامهای قشـنگ تــو میگذارمشان روی زخمهای دلم گفـته بـودی 


اَلجَّبار یعنی کسی کـه جُـبران مــیکند همـۀ شکستگـیهای دلت راگفـــــته بودی


 اَلمُصَـوِّر یعنی کسی کــه از نومـیسـازد همۀ آنچه راویـران شـده اسـت درون دلت گفــته بـودی


 الشّـافـی یعنی کسی کـــه شِفا مـیدهد


 تمامِ زخمهـای عمیق وناعـلاجرا هـوای دلم سبک میشود


 بــازمزمه نامهای زیبایت نفـس میکشــم درهوای مهربانیهـای نابت الهی سپاس که هستی وخدایی میکنی

مهربونی نویسنده : فاطمه 1
عکس و تصویر



"مهربان" بودن

مهمترین قسمت

"انسان" بودن است؛

این "دل" انسان است

که او را "سعادتمند"


و "ثروتمند" میکند...

اَبر برچسبها
پست های اخیر
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ