اندکی صبر!روزهای خوب خواهندآمد ღبه نام خدایی که ازشدت حضورناپیداستღ
سمت بهشت میکشند نویسنده : فاطمه 1

آیت الله شبیری فرمودند:

چند سالی بود که معنی و تفسیر آیه 73 سوره زمر مرا بخود مشغول نموده بود.

(وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَر)(زمر73ً )

یعنی مومنین را به سمت بهشت می کشند .

از خود پرسیدم چرا گفته شده به سمت بهشت میکشند!!

تمام کتب و تفاسیر مختلف را دیدم نتیجه ای حاصل نشد تا اینکه به روایتی از امام صادق علیه السلام در بحار الانوار برخورد نمودم .که می فرماید:

مومنین و دوستان سید الشهدا (ع) در روز حساب از خدا می خواهند

 قبل از ورود به بهشت مولایشان حسین را ملاقات نمایند .

امام به دیدار محبان می آید .
این ملاقات بسیار طولانی می شود .

امام صادق می فرماید هردو طرف غرق تماشا هستند و هیچکدام چشم بر نمی دارند نه امام محبان خود را رها می کند

 نه دوستان سید الشهدا از مولای خود دل بر می دارند .

ملاقات آنقدر طولانی می شود که خداوند به مأموران بهشت می فرماید این مومنین

 و دوستان حسینم را به طرف بهشت بکشید تا ملاقات پایان یابد.

اباعبدالله...


تصویر قشنگی ست که در صحنه ی محشر ...

                        ما دور حسینیم و بهشت است که مات است ...

مسافر کربلا.… نویسنده : فاطمه 1

مسافر کربلا.…



کاش  میفهمیدم چه کردید که من نکردم؟


 

که شما الان راهی سرزمین عشاق شدید ومن در حسرت نفس کشیدن…..


 

«غبطه ی من به حال وهوایت انتها ندارد»

 


شاید هنوز با این دلم بدرد کربلای شما نمیخورم….شاید….



ارباب دستم این روزها از همه جا کوتاه است  وتنها آرامشم  سپردن دلم دست خداست.


من به نگاه زیبای شما وبه آقایی شما ایمان دارم حتی اگر کربلا قسمتم نشود…


ودلخوشم به سلامی از راه دور که شما خود فرمودید:



که اگر دلتنگ ما شدید به ما سلام بدهید زائر ما هستید….


 

ومیدانم کربلایی شدن به کربلا رفتن نیست وما هر روز در کربلای دلمان باید 


مواظب باشیم حسین دلرا 



با یزید نفس تشنه لب شهید نکنیم


 

مسافر کربلا سفر بسلامت….



برای دل بی قرار جامانده ها دعا کنید…


عکس و تصویر #کربلا



عشق واقعی فقط خدا

بازی عاشقی نویسنده : فاطمه 1
آن مرد عاشق بود.
 آن بازی عشق و آن حریف خدا
دور، دور آخر بود و بازی به دستخون رسیده بود. 
آن مرد زمین را سبز می خواست. دل را سبز می خواست
 و انسان را سبز، زیرا بهشت سبز است و روح سبز و ایمان سبز...
اما سبزی را بهایی است به غایت سرخ، و بازی به غایتش رسیده بود، 
به غایتی سرخ. و از این رو بود كه آن مرد، سرخ را برگزید، كه عشق سرخ است و آتش سرخ و عصیان سرخ.
و از میان تمامی سرخان، خون را برگزید. نه این خون رام آرام سر به زیر فروتن را
، آن خون عاصی عاشق را. آن خون كه فواره است و فریاد.
 او خون خویش را برگزید كه بازی سخت سرخ و سخت خونین بود.
تركش كنید و تنهایش بگذارید كه شما را یارای یاری او نیست. 
این بازی آخر است و نه جوشن به كار می آید و نه نیزه و نه شمشیر و نه سپر.
 دیگر نه طمع بهشت و نه ترس دوزخ و نه هول رستاخیز. بروید و بردارید و بگریزید.
دیگر پیراهنتان پاره نخواهد شد، تنتان، پاره پاره خواهد شد. كیست؟
كیست كه با تن پاره پاره بماند؟ دیگر غنیمتی نصیبتان نخواهد شد، 
قلب شرحه شرحه تان،غنیمت دیگران خواهد شد. كیست؟ 
كیست كه با قلب شرحه شرحه بماند؟
این عزیمت را دیگر بازگشتی نیست، زیرا كه آن یار، گلو را بریده دوست دارد
 و سر را بر نیزه و خون را پاشیده بر آسمان. كیست؟
 كیست كه با گلوی بریده و خون پاشیده بر آسمان، بماند؟
وقتی بنده اید و او مالك، بازی این همه سخت نیست.
وقتی عابدید و او معبود، بازی این همه سخت نیست.
اما آن زمان كه عاشقید و او معشوق، یا آن هنگامه كه او عاشق است
 و شما معشوق، بازی این چنین سخت است 
و این چنین سرخ و این چنین خونین. و بازی عاشقی را نخواهید برد، جز به بهای خون خویش.
آن مرد حسین بود و آن بازی كربلا و آن یار، خدا.

عرفان نظرآهاری

اَبر برچسبها
پست های اخیر
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
نظرسنجی
نظرتون راجب مطالب وب چیه؟؟
نویسندگان