تبلیغات
اندکی صبر!روزهای خوب خواهندآمد
درباره وبلاگ

سلام

خوش آمدید

کپی ازمطالب باذکریک صلوات برای

فرج آقاامام زمان (عج) آزاد است.

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

خـ♥ــدایا؛

بزرگ شدن کارسختی است!

هرگاه مرالایق بزرگ شدن دانستی،

به من دانشی ببخش

تارویای هیچکس را نابودنکنم

و برای قلب تمامی انسان ها ارزش قایل شوم

تا بزرگترشدنم به انسان‌تر شدنم معنادهد

خـــ♥ـــدایاحجم دلتنگی هایم وسیع است

و پروبالم بسته

اینگونه بگویم

اسیر وابستگی های دنیا شده ام

دلم آرامش میخواهد

ذره ای

لحظه ای

آغوشی بی دغدغه تراز آغوشت سراغ ندارم

مرا درحریم آغوشت جاکن

که بسیارمحتاج تسکینم

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

بانوی چادری

تو خود حرم زینبے (س)

وچادر سیاهتــــــــ

مدافــع حـــــرم ...

چہ زیــــرکانہ…

در مقـــــابل توطئـــہ های کـــــاخ سفیــــد…

کـــــاخ سیــــاه خـــودت را بنـــا کــردی…

.نگفـــتہ بـــودی ….اهل سیـاسـتے بانو ....


شہید آینده مدافع چادر حضرت زهرا (س)

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

دعا میکنم ...

برای تو ...

برای خودم ...

برای همه مان ...

کسی چ میداند ...

شاید خدا دسته جمعی نگاهمان کرد

دعا میکنم برای دلهایمان ...

برای چشم هایمان ...

برای گریه ها و خنده هایمان ...

دعا میکنم ...

مهربان خدای من!!!

میدانم که تا آسمان راهی نیست

ولی تا آسمانی شدن راه بسیار است

این دست های خالی به سوی تو بلند میشود

ما بی سلیقه ایم، طلب آب و نان میکنیم

تو خود ای خزانه دار بخششها

بهترین ها را برایمان مقدر کن

الهی آآآآآآمیییییین

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

توکل چه کلمه زیبایی ست

"تو" و "کل"
...
وقتی "تو" ، "کل" را داری ..

به چه می اندیشی؟؟
ناراحت چه هستی ؟؟

وقتی با کلْ ، هستی..

با کل دنیا ..

با کل جهان هستی..

دلت قرص باشد..

چه زیباست "توکل"!!

توکل یعنی :
اجازه دادن به خداوند که خودش تصمیم بگیرد.

تنها خداوندست

که بهترینها را برای بندگانش رقم میزند.

فقط بخواهیم و آ رزو کنیم،

اما پیشاپیش شاد باشیم

وایمان داشته باشیم

که رویاهایمان همچون بارانی

در حال فرو ریختن اند.

پیشا پیش شاد باشیم و شکر گزار !

چرا که خداوند نه به قدر رویاهایمان

بلکه به اندازه ایمان واطمینان ما انسانهاست،

که می بخشد. 

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ


↩بعضے اشڪ ها ھستند↪

✓بے دلیل

✓بے بهانھ

✓نصف شبے

عجیب آرامت مے ڪنند. . .

مے گویند این اشڪ ھاے بے بھانہ؛


⇜سندشان⇝بہ نام 〖خداست〗

مدیر وبلاگ : فاطمه 1
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجب مطالب وب چیه؟؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ جدید //////////////////////////////

اندکی صبر!روزهای خوب خواهندآمد
ღبه نام خدایی که ازشدت حضورناپیداستღ
جمعه 29 تیر 1397 :: نویسنده : فاطمه 1       
عکس و تصویر کوچه یک لحظه روشن کوچه یک لحظه تاریک چراغی که مثل من سو سو می ...



کوچه یک لحظه روشن


کوچه یک لحظه تاریک

چراغی که مثل من سو سو می زند

 #أین_فرجک_القریب

#یاایها_العزیز






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 تیر 1397 :: نویسنده : فاطمه 1       

به گمانم که

حواست

به

منم

هست هنوز...


« یٰا قَریٖبِ لٰا یُبعـــدُ عَن القُلُوبْ.... » 


.
حرف‌هاے نگفته‌ام را 


از #سڪوتم بخوان


" یٰا مَنْ یَعلمُ ضَمٖیرِ الصّٰامِتٖینْ... "





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 خرداد 1397 :: نویسنده : فاطمه 1       
وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت ....... #سهراب_سپهری


وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت .......

 #سهراب_سپهری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 خرداد 1397 :: نویسنده : فاطمه 1       
هر سال یک بار از لحظه‌ی مرگم بی‌تفاوت گذشته‌ام .. بی‌آنکه بفهمم یک روز در چنین لحظه‌ای خواهم مُرد ....... 


#افشین_یدالهی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 فروردین 1397 :: نویسنده : فاطمه 1       

دستت از همه جا کوتاه میشود

تمام امیدت به یکباره ناامید می شود

اما میدانی یکی هست

 که اگر او بخواهد هر اتفاقی امکان پذیر است

حتی اگر گناهانت تمام این مدت هم خودت را آزار داده 

و هم خدایت را اما باز هم خدا برایت خدایی می کند
.
.
آنجا که هیچ امیدی نیست

دستان خدا پر از معجزه است معجزاتی که دلت را به تپش می اندازد

 و چشمانت پر میشود از اشکی که تو را به سکوت وا می دارد
.
.
.
خدایا کاش میشد با تمام وجودم بدانم

 که تنها تکیه گاهم تنها امیدم فقط خودت هستی
.
.
کاش میشد ایمان داشته باشم که فقط تو باید بخواهی

 و اگر خواستی هیچکس توان مقابله با خواسته ات را ندارد
.
.
.
#خدایا_مرا_ببخش

من بنده ی خوبی نبودم

اما تو بازهم دستم را میگیری

باز هم مرا شرمنده می کنی

شرمنده ی تمام لطفی که توان جبران آن را بنده ی گنه کاری مثل من ندارد


.
.
.
خدایا چگونه شکرت را به جا آورم 

که تو تمام بود و نبودم هستی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 فروردین 1397 :: نویسنده : فاطمه 1       

بعد از این دستِ من و دامنِ سرو و لبِ جوی،


 خاصه اکنون که صبا مژده #فروردین داد 


#حافظ


 #بهار_آمد


 #سال_نو_مبارک❤️





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 اسفند 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

عکس و تصویر هی شعر می نویسم و دلتنگ می شوم حس میکنم کنارمی و... آه! جای تو.......


هزار و یک اسم داری


و من از آن همه اسم «لطیف» را دوست تر دارم



که یاد ابر و ابریشم و عشـــق می افتم.



خوب یادم هست از بهشت که آمدم،




تنم از نور بود و پر و بالم از نسیم. بس که لطیف بودم ،



توی مشت دنیا جا نمی شدم.


اما زمین تیره بود. کدر بود،




سفت بود و سخت.



دامنم به سختی اش گرفت



و دستم به تیرگی اش آغشته شد.



و من هر روز قطره قطره تیره تر شدم و ذره ذره سخت تر.



من سنگ شدم و سد و دیوار.


دیگر نور از من نمیگذرد، دیگر آب از من عبور نمی کند ،



روح در من روان نیست و جان جریان ندارد.


حالا تنها یادگاری ام از بهشت و از لطافتش،


چند قطره اشک است



که گوشه دلم پنهانش کرده ام،


گریه نمیکنم تا تمام نشود،



می ترسم


بعد از آن از چشمهایم سنگ ریزه ببارد.


یا لطیف! این رسم دنیاست


که اشک، سنگریزه شود



و روح، سنگ و صخره؟


 این رسم دنیاست که شیشه ها بشکند و دل های نازک شرحه شرحه شود؟



وقتی تیره ایم ، وقتی سراپا کدریم،


به چشم می آییم و دیده می شویم،


اما لطافت هر چیز که از حد بگذرد، ناپدید می شود. 

یا لطیــــف 


کاشکی دوباره، مشتی،



تنها مشتی از لطافتت را به من می بخشیدی


تا می چکیدم


و می وزیدم و ناپدید می شدم،


مثل هوا که ناپدید است،


مثل خودت که ناپیدائی . . . یا لطیف!

مشتی، تنها مشتی از لطافتت را به من ببخش . . .

#عرفان_نظر_آهاری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 بهمن 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       





دور شدم از تو و هزارباره برگشتم ..!


 نمیشود از تو گذشت !


 نمیتوان بی تو راهی شد !


 هرکجا باشم ،


 هزارباره در منی ..


 باید فکرکنم ،


 بیشتر فکرکنم ،


 باید بفهمم ،


 بفهمم 


 چرا دوستت دارم ؟ 


چرا ؟؟!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 بهمن 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

عکس و تصویر ( قند ) خون مادر بالاست ، دلش اما همیشه ( شور ) می زند ...



مادری رفته بود خانه سالمندان 

بهش گفتم مادر

_چرا آوردنت اینجا...؟

_گفت:من خودم اومدم مادر...

_گفتم؛آخه مگه میشه؟یه مادر با پای خودش بیاد

 جایی که روزی هزار بار از خدا عزرائیل رو طلب کنه...؟

_گفت؛هر چیزی یه تاریخ انقضایی داره مادر...

شاید منم دیگه تاریخم گذشته بود...

_گفتم؛چند وقت یه بار بهت سر میزنن...؟

_گفت؛الان هفت سالی میشه ازشون خبر ندارم...

یه شماره دارم،که هفت ساله خاموشه...بغضش ترکید...

پیشونیش رو بوسیدم و اومدم بیرون...

یادم میومد که خواهر برادرا وقتی دعواشون میشد،

میرفتن دامنِ مادرشون رو سمتِ خودشون میکشیدن

 و داد میزدن "مامانِ منه...مامانِ خودمه..."

و حالا،مادرشون رو به هم تعارف میکردن 

و هیچ کدوم حاضر نبودن تحویل بگیرن... 


یه پیرزن بهم گفت؛پیر شی جوون ولی نوبتی نشی

سوال کردم حاج خانم نوبتی دیگه چیه ؟

گفت فردا که از کار افتاده شدی و قدرت انجام کارهای عادی روزانت رو نداشتی

بین بچه هات به خاطر نگهداریت دعوا نشه که امروز نوبت من نیست.

 من نگهش نمی دارم، نوبت توست. 

از خداوند درخواست دارم که به تمامی ما انسانها عمر با عزت عطا کند

و هیچ کدوم ما هیچ وقت نوبتی و محتاج نشیم!


❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 دی 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
یاد من باشد فردا دم صبح

جور دیگر باشم

بد نگویم به هوا، آب ، زمین

مهربان باشم، با مردم شهر

و فراموش کنم، هر چه گذشت

خانه ی دل، بتکانم ازغم

و به دستمالی از جنس گذشت ،

بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل

مشت را باز کنم، تا که دستی گردد

و به لبخندی خوش

دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا دم صبح

به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست

تا فراموش، نگردد فردا

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد

گرچه دیر است ولی

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید

به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم، در دل

لحظه را در یابم

من به بازار محبت بروم فردا صبح

مهربانی خودم، عرضه کنم

یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما

به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در

چشم بر کوچه بدوزم با شوق

تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود

و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما

باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست

و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا

و بدانم که شبی خواهم رفت

و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی

یاد من باشد

باز اگر فردا، غفلت کردم

آخرین لحظه ی از فردا شب ،

من به خود باز بگویم

این را

مهربان باشم با مردم شهر

و فراموش کنم هر چه گذشت……ـ

 

 

فریدون مشیری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 دی 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
برگشتم
چقدردلم برااینجا تنگ شده بود

رمز یادم رفته بود:(

رمزایمیلم هم...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

ابوتراب را گفتند

یاعلی،مافعلت حتی تصیر "علیا"؟

چه کردی که "علی" شدی؟

حضرت فرمودند:

انی کنت بوابا لقلبی…

نگهبان دلم بودم!
.
.

ارزش انسان به اینه که دلش با چه چیزی خوش میشه!

بعضی ها به ماشین و خانه!

بعضی ها به یک لبخند و به به!

بعضی ها به لایک و فالوور!

بعضی ها به پول و مقام!

بعضی ها به مدرک و رتبه!

بعضی ها به لباس مجلسی و تیپ!

بعضی ها به موبایل و تبلت!

بعضی ها به سگ خونشون!

بعضی ها ...

.
خداوند در قرآن کریم میفرمایند:


ارزش بعضی از انسان ها از حیوان هم کمتر


 است!
.


دل حرم خداست...

دل مومن ،عرش خداوند...


هرجا که محبت غیر خدایی راه دادیم به این کشتزار!

آفت شهوت و هوای نفس!


بیابانی بپا کرد در دل...

.
.

ای کاش دلمان به نگاه صاحبمان حضرت مهدی عج گره بخورد!


و میتوان از شهدا آموخت دل به صاحبدل سپردن...
.
.
نگهبان دل مان باشیم...
.
.
.
.
امام خمینی ره: شرط ورود به میهمانی خدا

 مبارزه با هوای نفس است...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

عکس و تصویر پرواز اگر قسمت من نیست می شود گاهی پرید با کمک استعاره ای! ....


کاش می شد خاطره ها را مثل پنبه زد،

کاش اصلا یک آدم هایی بودن مثل همین پنبه زن ها که با کمانشان می آمدند

توی کوچه پس کوچه ها...

سر ِظهرِ خلوت شهر....

و دست شان را می گذاشتند کنار دهان شان و داد می زدند:

آآآآآآآآآی خاطره می زنیم ...

بعد تو صدایشان می کردی

می آمدند توی حیاط، لب حوضی ، باغچه ای ، جایی می نشستند

 و تو بغل بغل خاطره می ریختی جلوی شان

خاطره ی مرگ عزیزهایت....

تنهایی هایت،...

گریه هایت، ...

غصه خوردن هایت..


خاطره ی رفتن دوست و آشنایت همه را می ریختی جلوی خاطره زن

و او هی می زد و هی می زد

آن قدر که خاطره ها را تکه تکه می کرد، تکه تکه.....

آن قدر که پودر می شدند،


 ریز می شدند توی هوا...


مثل غبار که باد بیاید برشان دارد

 و با خود ببرد به هر کجا که می خواهد...

بعد تو یک لیوان چای خوش رنگ تازه دم

می آوردی برای خاطره زن و می گفتی :

نوش جان

سبک شدم

راحتم کردی از دست این همه خاطره...

و از خاطرات خوش برای شبهای سردمان رواندازی گرم میدوخت پر از امنیت...


پر از آرامش...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
تصویر مرتبط

کهکشان من راه شیری نیست!
 کهکشان من ... چشمان توست ... 
که مرا به آسمان ها می‌برد ...
 من زیبایی هنر را از تو آموختم ...
 بلاشک شهادت هنر مردان خداست ... 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 5 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       


گفتم که اربعین به حرم راهی ام ،فقط... 

مثلِ هَمیـــشه آبرویم را بِخَر حُســـین...


عکس و تصویر

پ.ن:آقاامسالم قسمت نیست اربعین بیام کربلا:(
اگه نطلبی ...دیوونه میشم

حالم بده

فقط کربلاحالم خوب میکنه 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 5 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
 مهـــــدے جـان این روزها ڪہ مےگذرد، 

غرق حسرتم مـثـل‌قـنـوت‌ هــاے بــدون اجـابـتـم! 

بستہ ست چشم‌هاے مرا غفلت گناه

 توحاضرے! منم‌ڪہ گرفتار‌غیبتم

عکس و تصویر یاصاحب الزمان عج





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
هیـــــــــس ! 

کمـے آرام تر از #کربلایتان صحبت کنید

 اینجاجـامانده اے دلـش شکستــه

 همـدمش شده اشـک وعکـس حـرم اربـابم دریـابم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 آبان 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
عکس و تصویر ‍ ‍ یکی از علما در نیمه های شب از کوچه ای میگذشت دید یک ...



یکی از علما در نیمه های شب از کوچه ای میگذشت دید

 یک پیرزن و یک مرد یک تابوت میبرند

این عالِم تعجب کرد

 گفت نکند اینها این را کشته باشند که مخفیانه میبرند .

 عالم میگه رفتم جلو از پیر زن سوال کردم

 پیر زن گفت معاذ الله حاج اقا٬این فرزند من هست

 گفتم چرا پس مخفیانه میبری دفنش کنی؟

گفت قضیه ای دارد .پسر من فلان کس هست که در شهر به گنهکار بودن شهرت دارد

 و همه به او مثال میزنند. پسرم مریض شد رو به قبله اش کردیم .

گفت مادر جان سه تا حاجت از شما دارم گفتم بگو٬

گفت حاجت اولم اینه که این موهای سپیدت را پریشان کنی

 بالا سر جنازه من و خدا را قسم بدی که من را ببخشد.

حاجت دومم اینه که ریسمانی گردن جنازه من بندازی 

و مرا دور حیاط بکشی رو زمین و از خدا بخوای من را ببخشد.

حاجت سوم این که مخفیانه دفنم کنی 

که مبادا مردم با شنیدن خبر مرگم من را نفرین کنند.

مادرش میگه پسرم مُرد وصیت اولش را اجرا کردم.

رفتم وصیت دوم را اجرا کنم ریسمان انداختم گردنش دیدم

 یه موقع صدایی اومد که ای زن٬دوست ما را رها کن.

دست ازاین کار کشیدم والان که میبینی دارم وصیت سوم را اجرا میکنم.

 اون عالم میگه گفتم این مرد شد از اولیاء خدا.

از مادرش اجازه گرفتم کفن و دفنش کنم . 

وقتی او را گذاشتم داخل قبر سنگ لحد چیدم سنگ اخر لحد را که خواستم بزارم

 بند کفن را باز کردم صورت جنازه را روی خاک بگذارم جنازه چشمش را باز کرد 


گفت شیخ خـــــــــدا کریم است خــــــــدا مرا بخشید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 مهر 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
بوی پیراهنی ای باد! بیاور،

 ورنه غم یوســـــــف بکُشد،

 عاشق کنعانی را...

 همه ، باغ دلم آثار خزان دارد،

 کو؟

 آن که سامان بدهد 

این همه ویرانی را 


#حسین_منزوی

عکس و تصویر یا مُفَتِّحَ الاَبواب من دست به هیچ دستگیری ندهم که ایشان همه فانی اند، پاینده ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 مهر 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
عکس و تصویر



چقدردوست دارم اربعین کربلاباشم

شرایطش نیست..

اما آرزو کردنش که اشکالی نداره

آرزوبرجوانان عیب نیست...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 مهر 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

اوجِ سرداری ما لحظهٔ بی سر شدن است/ گوش کن دشمن من!

 خاکِ حرم جانِ من است

تا نفَس هست #حسین مکتب وایمانِ من است/ 

این شهیدی که سرش رفت ز ایرانِ من است

پیچیده شمیمت همه جا! ای تن بی سر! 

چون شیشه عطری که درش گم شده باشد.. 


پ.ن:عشق را خواهی بسنجی عهد و ایمانش بسنج! ....


او که پای دین خود جان میدهد عاشق تر است...


عکس و تصویر اوجِ سرداری ما لحظهٔ بی سر شدن است/ گوش کن دشمن من! خاکِ حرم جانِ ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 31 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

پرچم زده‌اند از غم تو کوچه ‌به ‌کوچه


انگار عوض کرده زمین پیرهنش را...






عکس و تصویر پرچم زده‌اند از غم تو کوچه ‌به ‌کوچه انگار عوض کرده زمین پیرهنش را... #امیری_حسین ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
عکس و تصویر                 <BlogExtendedPost><br><br><b></b></BlogExtendedPost>
                <br><br><font color=نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

پَرچمی دیدَم به دستِ پَهلوانی بی بَدیل

قامتِ پَرچم بلند و صاحبِ پَرچم جَمیل

لَعلِ لَبهایش مُکَرَّم تَر زِ آبِ سَلسَبیل

پَنجه اَژدر افکَن و قامَت طَویل

گُفتمش مولا که هَستی ... ؟

گُفت فَخرِ جِبرِئیل

گُفتمش نامَت بِگو ... ؟

دَرمانده ام اَجرت جَزیل ...

گُفت عَبّٰاسَم سِپَهسالار ، سُلطانِ جَلیل

گُفتم ای بابُ الْحَوائِج دَردمَندم الْدَخیل

گفت دَرمانت برو از خواهرم زِینب بگیر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

از هر راهی که می آیم میرسم به خودت
 از راه که می آیم میرسم

 به: مهربانی ات، 
به صبوری ات،
 به رفاقتت ..

 از بی راه که می آیم میرسم

 به: قهاری ات! 

به ستار العیوبی ات!

 به عزیزی ات ...! 

دلبسته ی مهربانیِ توام ای مهربانترینِ مهربانان 

عکس و تصویر یاد خدا آرامش بخش دل هاست                             </div>

            
            
            
            <div class=





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
عکس و تصویر


دستت از همه جا کوتاه میشود

تمام امیدت به یکباره ناامید می شود

اما میدانی یکی هست

 که اگر او بخواهد هر اتفاقی امکان پذیر است

حتی اگر گناهانت تمام این مدت هم خودت را آزار داده 

و هم خدایت را اما باز هم خدا برایت خدایی می کند
.
.
آنجا که هیچ امیدی نیست

دستان خدا پر از معجزه است معجزاتی که دلت را به تپش می اندازد

 و چشمانت پر میشود از اشکی که تو را به سکوت وا می دارد
.
.
.
خدایا کاش میشد با تمام وجودم بدانم

 که تنها تکیه گاهم تنها امیدم فقط خودت هستی
.
.
کاش میشد ایمان داشته باشم که فقط تو باید بخواهی

 و اگر خواستی هیچکس توان مقابله با خواسته ات را ندارد
.
.
.
#خدایا_مرا_ببخش

من بنده ی خوبی نبودم

اما تو بازهم دستم را میگیری

باز هم مرا شرمنده می کنی

شرمنده ی تمام لطفی که توان جبران آن را بنده ی گنه کاری مثل من ندارد


.
.
.
خدایا چگونه شکرت را به جا آورم 

که تو تمام بود و نبودم هستی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       
عکس و تصویر اربـــاب صــداے قــدمــت مے آیــد







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

عکس و تصویر خٌلاصٍه ےٍ هًمٍه ےٍ… بًهــــــــــٰـــــانٍه ها… این اًست……: تــــــــــٌــــــــو …… اًز یــٰادًمـْ نٍمےرًوے! ‌‎‎‌‌‌‎‌‌‌‎‎‌‌ هــــرچند ...



این روزها

دلم بهانـہ گیر شدہ است..!

یڪ فنجان قهوہ

مقدارے آرامش

ڪمے سڪوت

یا...

این ها همـہ اش بهانـہ است..!

این روزهادلم فقط


تُ

را مے خواهد.....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       


ای کاش که یک دانه ی تسبیح تو بودم

 تا دست کشـی بر سـر سـودا زده ی من 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه 1       

عکس و تصویر ﺳﺒﺰ،ﻗﺮﻣﺰ ،ﺻﻮﺭﺗﯽ ،ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺭﻧﮓ ﻫﺎ . . . ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻮ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭼﮧ ...


مستقل ترین زن جهان هم که باشی،

وقت هایی هست

که دلت پر میزند برای کسی که برسد 

و بخواهد که آرام رانندگی کنی 

و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی..


مستقل ترین زن دنیا هم،


دست خطی می خواهد که بنویسد برایش:


"زود برگرد


طاقت دوری ات را ندارم."





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...